27
مارس

تبیین مفهوم سرمایه اجتماعی

یکی از سرمایه‌های مهم هر جامعه شهری که از مؤلفه‌های اساسی و مؤثر در توسعه و ثبات، پویایی و سرزندگی شهر محسوب می‌شود، سرمایه اجتماعی است. سرمایه‌ای که زیربنای توسعه فرهنگی، اقتصادی، سیاسی یک شهر، کلان‌شهر و حتی یک کشور است. اهمیت این سرمایه به میزانی است که از آن به‌عنوان ثروت نامرئی یک جامعه یاد می‌کنند. هرگونه کاهش در آن، منجر به کاهش مشارکت‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شهروندان می‌شود و همچنین رشد آسیب‌ها و جرائم اجتماعی، بی‌اعتمادی، یاس و ناامیدی و احساس محرومیت نسبی و بسیاری از ناهنجاری‌ها نتیجه تقلیل سرمایه اجتماعی در بین شهروندان است.

سرمایه اجتماعی را بر مبنای معیار [1]می‌توان به دودسته درونی و بیرونی تقسیم کرد. بر این اساس هنگامی‌که سرمایه اجتماعی را با معیار تعریف مؤلفه‌های درونی در نظر بگیریم به ارزش‌های درونی افراد می‌رسیم که خمیرمایه سرمایه اجتماعی را تشکیل می‌دهند و با در نظر گرفتن معیار تعریف بیرونی هنجارها و ارزش‌های جامعه شکل‌دهنده سرمایه اجتماعی خواهند بود. بنابراین برای شناسایی مؤلفه‌های سازنده سرمایه اجتماعی نیاز است که به مؤلفه‌های بوجود آورنده هنجار  و ارزش‌های درونی بپردازیم.

بررسی حلقه ظهور و تداوم هنجار – به‌عنوان یکی از ارکان اصلی در تشکیل شبکه‌های اجتماعی- نشان می‌دهد که پیدایش یک هنجار از ارزش‌های درونی فرد آغاز می‌شود و از طریق رفتارهای یکپارچه تداوم می‌یابد. ارزش‌های درونی فرد یک پدیده ذهنی است که به‌واسطه کنش فردی عینیت می‌یابد. اما پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این است که «اساساً ارزش‌های درونی، چگونه به ذهن فرد القاء و یا توسط ذهن آن‌ها ادراک می‌شود؟» (مصطفوی، 1387).

هر فرد به دو روش ارزش‌های درونی خود را شکل می‌دهد، الف- القائی و ب- ادراکی. منظور از روش القائی این است که فرد بدون آنکه در تشکیل ارزش درونی القاء شده، به لحاظ درک عقلی نقشی داشته باشد، آن را پذیرفته است و در عمل و از طریق کنش‌های خود به آن پای بند است، مانند نحوه پوشش که اقوام مختلف به دلیل سنتی که به آن پای بند هستند، آن را پذیرفته‌اند و رعایت می‌نمایند. در مقابل روش ادراکی در تشکیل ارزش‌های درونی فرد به این مفهوم است که فرد با اختیار خود و از طریق درک عقلی به آن دست‌یافته است و مانند کسب دانش (همان).

بنابراین می‌توان دو نوع منبع را بر تشکیل ارزش‌های درونی افراد مؤثر دانست:

1- مبانی هویت:  هویت‌ به‌ معنی‌ “چه‌ کسی‌ بودن‌” است‌ و از نیاز طبیعی‌ انسان‌ به‌ شناخته‌ شدن‌ و شناسانده‌ شدن‌ به‌ چیزی‌ یا جایی‌ برمی‌آید.

با توجه به نظریه­ روانی- اجتماعی اریکسون (1968، به نقل از برزونسکی، 2003) هویت به‌مثابه‌ی یک چارچوب مرجع عمل می‌کند که فرد به‌منظور تفسیر تجارب شخصی و گفتگو درباره معنا، هدف و جهت‌گیری زندگی خود از آن استفاده می‌کند.

اریکسون معتقد است: فردی که قادر به یافتن ارزش‏های مثبت پایدار در فرهنگ، مذهب یا ایدئولوژی خود نیست، ایده‌آل هایش به هم می‏ریزد. چنین فردی که از درهم ریختگی هویت رنج می‏برد، نه می‏تواند ارزش‏های گذشته خود را ارزیابی کند و نه صاحب ارزش‏هایی می‏شود که به کمک آن‌ها بتواند آزادانه برای آینده طرح‏ریزی نماید.

عوامل مختلفی در شکل‌گیری هویت نقش بازی می‌کنند که از مهم‌ترین این عوامل می‌توان به دین اشاره کرد. هویت دینی به دلیل ماهیت و محتوایی که دارد تقریباً مهم‌ترین بُعد هویت است که نقش بسیار تعیین کننده ای در هویت یابی افراد یک جامعه بازی می‌کند. با وجود افزایش و شدت یافتن فرایندهای توسعه و نوسازی در تمام ابعاد خود، مذهب همچنان منبع مهمی برای هویت و معنابخشی در جهان متجدد و آشفته به شمار می‌رود. برخلاف برخی تصورات که مذهب را در نتیجه تداوم روند تجددگرایی، محوشده می پنداشتند، دین به‌عنوان منبع اولیه معنابخشی و هویت بخشی به بسیاری از مردم دنیا چون مسیحیان، مسلمانان، بوداییان و هندوها مطرح است.

2- منابع معرفت (و گردش اطلاعات): منابع گسترده و وسیع و سطح بالای تولید اطلاعات، علم، دانش و معرفت و توزیع و گردش آزاد آن به ارتقای سطح سرمایه اجتماعی می انجامد.

به روشنی می‌توان دریافت که وجود منابع هویت و منابع معرفت (منابع سرمایه اجتماعی) در هر جامعه، پایه و اساس ارزش‌های درونی افراد جامعه است که از طریق کنش‌های فردی امکان ظهور هنجار را به وجود می‌آورد. ظهور و تداوم هنجارهای پایه‌ای برای تشکیل سرمایه اجتماعی است. بنابراین هر چند منابع سرمایه اجتماعی به‌صورت بالقوه، قابلیت ایجاد سرمایه اجتماعی را در بردارد، اما برای بالفعل شدن آن نیازمند ظهور اعتماد و شبکه‌های اجتماعی است که به آن (ابزارهای علی) اطلاق می‌شود. درواقع هنجارها و شبکه‌های اجتماعی، ابزارهایی هستند که قابلیت تشکیل سرمایه اجتماعی از منابع آن را بالفعل می سازند.

با توجه به مطالبی که عنوان شد می‌توان ارزش‌های درونی (مبانی هویتی و منابع  معرفتی) را منبع و سرآغاز  شکل‌گیری سرمایه اجتماعی دانست و با در نظر گرفتن این موضوع که دین یکی از مهم‌ترین ارکان مبانی هویتی و منابع معرفی به شمار می‌آید. می‌توان با بهره‌گیری از تعالیم دینی گام موثری در تولید و ارتقاء سرمایه اجتماعی برداشت.

2-5- نحوه شکل‌گیری و عملکرد سرمایه اجتماعی

برای بررسی نحوه شکل‌گیری و عملکرد سرمایه اجتماعی از بررسی ساختار یک سازمان اجتماعی شروع می‌کنیم. هسته اصلی سازمان اجتماعی متشکل از ارزش‌های درونی کنش گر و کنش‌های بیرونی کنشگر است. به‌عنوان مثال فرد به دنبال حداکثر کردن رفاه شخصی(ارزش درونی کنشگر) دست به یک مبادله (کنش بیرونی) می‌زند و از این طریق هویت سازمان اجتماعی بر اساس موضوع مبادله شکل می‌گیرد. کنشگر در راستای تأمین ارزش‌های درونی خود نیازمند منابع است که در برابر منابع برای او دو حالت پیش می‌آید:

1- کنترل کامل بر منابع

2- کنترل جزئی بر منابع

در شرایطی که کنترل فرد بر منابع جزئی باشد، انگیزه کامل کردن این کنترل، او را وا می دارد تا با فرد دیگری که بر آن منابع کنترل کامل دارد و نیز علاقه‌مند به کنترل منابع تحت وی می‌باشد، به مبادله بپردازد. این روند توسط کلمن به سهولت بیان‌شده است.

(کلمن 1377)

برای تحقق یافتن این مبادله به عناصر دیگری نیز نیاز است. در مرحله اول فرد باید بداند منابع مورد نیاز او تحت کنترل چه کسانی است (جریان اطلاعات) و سپس بتواند کنشی را انتخاب کند که کنترل وی بر منابع مورد نیاز ش را حداکثر کند (فرآیند بهینه یابی). برآیند این دو است که نقطه آغاز انجام کنش مبادله را می‌سازد.

تقابل در مبادلات دائمی کالا و خدمات بین افراد و گروه‌ها در هر تشکل ساده ای از یک جامعه دیده می‌شود و این جامعه را ازیک‌طرف در تولید هنجارهای مشترک، هویت مشترک، اعتماد و اطمینان و از طرف دیگر روابط اقتصادی قوی با یکدیگر متحد می‌سازد (رنانی، 1390:308).

ازآنجاکه تداوم کنش مبادله کسب و کار و  فعالیت‌های اقتصادی را می‌سازد علاوه بر عوامل متاثر بر شکل‌گیری مبادله باید به عوامل اثرگذار بر تداوم کنش مبادله نیز پرداخته شود. با توجه به آنچه تا کنون عنوان شده است می‌توان پی برد که کنش ها به‌طور همزمان اتفاق نمی افتند بلکه کنشی در پاسخ به کنشی دیگر و در ادامه آن رخ می‌دهد. این فاصله زمانی دارای اهمیت بسیار است زیرا در همین فاصله زمانی است که انتظاری در کنشگر اول بوجود می‌آید و بر این اساس در کنشگر مقابل احساس تعهد و الزام به پاسخ مناسب به کنشگر اول بوجود می‌آید. کنشگر اول بر مبنای اینکه در آینده از طرف مقابل پاسخ مناسبی در یافت می‌کند به آن شخص اعتماد کرده است و اعتماد او همانند برگه اعتباری در دست او است و کنشگر مقابل از آنجایی که خود را قابل اعتماد در نظر گرفته است خود را در مقابل کنشگر اول متعهد می بیند.

پس چنانچه فضای سازمان از طرف کنشگران قابل اعتماد در نظر گرفته شود و کنشگران مقابل به تعهد خود پایبند باشند مبادله دوام پیدا می‌کند. درواقع می‌توان عنوان کرد که شبکه‌های مشارکت مدنی تجسم همکاری های موفقیت آمیز گذشته هستند که می‌توانند همچون الگویی فرهنگی برای همکاری های آتی عمل کنند.

حمایت اعضاء از یکدیگر با اعتماد به اینکه در آینده پاسخی مستحق از طرف مقابل دریافت خواهد کرد، ذخیره اجتماعی را برای هر عضو بوجود می‌آورد که انباشت آن در فرد، در شبکه ها(میان افراد) و در جامعه(میان شبکه ها) سرمایه اجتماعی را تشکیل می‌دهد.

به روشنی در میابیم که سرمایه اجتماعی در اصل توانایی گسترش کنش ها است و یا به عبارت دیگر سرمایه اجتماعی، کنش را از حالت ایستا درآورده و تبدیل به جریان می‌کند. سرمایه اجتماعی خود حاصل شرکت در یک کنش مشارکت آمیز و مبتنی بر اعتماد است و جریان آزاد اطلاعات را درون یک گروه، سازمان یا جامعه تسهیل می‌کند، بدون آنکه خود یک کنش باشد (همان، 311).

در شکل زیر برآیند مطالب عنوان شده ترسیم شده است. همان‌طور که مشاهده می کنید ارزش‌های درونی افراد چنانچه در مسیر درست جریان اطلاعات قرار گیرند و بهینه یابی شوند، کنشی را به همراه خواهند داشت که در سازمان با بهره گرفتن از اعتماد و پاسخ مناسب می‌توان به آن ارزش‌های درونی جهت دهی کرد و جریانی را ساخت که دیگر تبدیل به هنجار شده و خود می‌تواند شکل‌دهنده دیگر ارزش‌های درونی باشد. و همه این امکانات در فضای سرمایه اجتماعی رخ می‌دهد.

 

                                             

 

 

 

شکل 1 : فضای سرمایه اجتماعی

 

2-6- شاخص های سرمایه اجتماعی

از زمان شروع تبیین مفهوم سرمایه اجتماعی تا کنون شاخص های متعدد و متفاوتی برای اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی در نظر گرفته‌شده است که مرور بر کارهای انجام‌شده در این بخش می‌تواند در شناسایی این شاخص ها و به کارگیری آن‌ها در کارهای تجربی مؤثر باشد.

2-6-1- شاخص های در نظر گرفته‌شده در پیمایش های انجام‌شده

در این بخش به دنبال آن هستیم که با مروری بر کارهای انجام‌شده در سنجش سرمایه اجتماعی و بررسی مؤلفه‌های درنظرگرفته‌شده در آن پژوهش ها، مؤلفه‌هایی را که دارای بیشترین تکرار در این پژوهش ها هستند به‌عنوان مؤلفه‌های تحقیق حاضر انتخاب کنیم. اهم پژوهش های انجام‌شده جهت سنجش سرمایه اجتماعی عبارت‌اند از:

پاتنام

پاتنام برای سنجش سرمایه اجتماعی از سه شاخص آگاهی، مشارکت و نهادهای مدنی استفاده می‌کند و درکتاب بولینگ از یک شاخص ترکیبی با 14 مؤلفه به تفکیک فعالیت‌های انجمن رسمی و غیر رسمی و سطوح اعتماد استفاده نموده است.

◄ اینگلهارت

اینگهارت در پیمایش ارزش‌های جهانی از شاخص های اعتماد و عضویت در انجمن ها و میزان فعالیت در این انجمن ها برای سنجش سرمایه اجتماعی استفاده نموده است.

◄ فوکویاما

به نظر فوکویاما سرمایه اجتماعی به دلیل بعد کیفیتی که دارد سنجش آن مشکل است. به نظر او به‌جای سنجش و اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی به‌عنوان یک ارزش مثبت، می‌توان نبود سرمایه اجتماعی را از طریق وجود الزامات اجتماعی از قبیل میزان جرم و جنایت، فروپاشی خانواده، مصرف مواد مخدر، طرح دعاوی و دادخواهی، خودکشی، فرار از پرداخت مالیات و موارد مشابه را به روش‌های مرسوم اندازه‌گیری کرد. فرض بر این است که چون سرمایه اجتماعی وجود هنجارهای مبتنی بر تشریک مساعی را منعکس می‌کند، انحرافات اجتماعی نیز بالفعل بازتاب نبود سرمایه اجتماعی خواهد بود.

◄ بولن و اونیکس

بولن و اونیکس (1999) یک سنجه عملی را برای بخش سرمایه اجتماعی در سازمان‌های محلی استرالیا مطرح نموده اند. آن‌ها سرمایه اجتماعی را در قالب یک عامل و هشت شاخص که سازنده این عامل هستند مورد شناسایی قرارداده اند. شاخص های موردنظر آن‌ها عبارت‌اند از:

 

1- مشارکت در اجتماع محلی

2- فعالیت درزمینه اجتماعی

3- احساس اعتماد و امنیت

4- پیوند های همسایگی

5- پیوند با خانواده و دوستان

6- ظرفیت پذیرش تفاوت ها

7- بها دادن به زندگی

8- پیوند های کاری

 

◄ جان سادارسکی

جان سادارسکی (1999) با تحلیلی که بر روی داده‌های طرح پیمایش ارزش‌های جهانی در کلمبیا انجام داده است برای عامل سرمایه اجتماعی هشت مؤلفه زیر را شناسایی نموده است.

 

1- اعتماد نهادی

2- مشارکت مدنی

3- بده بستان

4- روابط افقی

5- سلسله مراتب

6- نظارت اجتماعی

7- جمهوری خواهی مدنی

8- مشارکت سیاسی

 

گروتر

گروتر (2001) شاخص های مربوط به سرمایه اجتماعی را در قالب مؤلفه‌های جامعه مدنی و سیاسی، وفاق اجتماعی، پیوستگی های افقی و جنبه های قانونی و اداری دسته‌بندی کرده است.

◄ استون و هیوز

استون و هیوز به بررسی سرمایه اجتماعی در قالب شبکه‌های اعتماد و روابط متقابل و ویژگی‌های شبکه پرداخته‌اند.

◄ نارایان و کاسیدی

نارایان و کاسیدی (2001) ابعاد سرمایه اجتماعی را موارد زیر در نظر گرفته اند.

 

1- ویژگی‌های گروه

2- هنجارهای تعمیم یافته

3- دیگرخواهی

4- احساس سرزندگی روزمره

5- پیوندهای همسایگی

6- فعالیت داوطلبانه

7- اعتماد

 

◄ گروه کندی

دسته‌بندی دیگری از سرمایه اجتماعی که توسط گروه کندی دانشگاه هاروارد انجام‌شده است عبارت است از:

 

1- اعتماد

2- مشارکت سیاسی

3- مشارکت و رهبری مدنی

4- پیوندهای اجتماعی غیر رسمی

5- بخشش و روحیه داوطلبی

6- مشارکت مذهبی

7- عدالت در مشارکت مدنی

8- تنوع مشارکت ها و دوستی( غفاری، چلبی، 1384)

 

با مروری که بر پیمایش های انجام‌شده درزمینهی سنجش سرمایه اجتماعی صورت گرفته است می‌توان دریافت که فصل مشترک و بخش حائز اهمیت همه این پژوهش ها، استفاده از مؤلفه‌های اعتماد و مشارکت در سنجش سرمایه اجتماعی است.

2-6-2- اعتماد

اعتماد را می توان یک نگرش مثبت و یا داشتن حسن ظن، نسبت به فرد، گروه، سازمان و یا امری خارجی دانست.

اعتماد اجتماعی، یکی از اجزاء اصلی سرمایه های اجتماعی است و معمولاً آن را به منزلۀ یکی از شاخص‌های کلیدی بررسی سرمایه های اجتماعی به کار می برند؛ حتی در مواقعی میتوان گفت که بهترین یا تنهاترین شاخص در زمینۀ بررسی سرمایه های اجتماعی است (Deihey, 2003).

درواقع یکی از اصلی ترین مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی اعتماد است. ارتباط تنگاتنگ بین اعتماد و سرمایه اجتماعی را می‌توان از طریق سه حالت موردبررسی قرارداد.

  • حالت اول اعتماد سازنده سرمایه اجتماعی

عده ای از محققان حوزه سرمایه اجتماعی، اعتماد را بوجود آورنده سرمایه اجتماعی می‌دانند ازجمله پاتنام که عنوان می‌کند، ذخایر سرمایه اجتماعی از قبیل اعتماد، شبکه ها و هنجارها خود ضامن حسن اجرای خود هستند و انباشته می‌شوند. همکاری موفقیت آمیز در یک مورد، پیوند ها و اعتماد یعنی دارایی های اجتماعی را ایجاد می‌کند که همکاری های آتی در باره موضوعاتی که ارتباطی با آن مورد ندارند را تسهیل می‌کند (تاجبخش،  1389).

  • حالت دوم سرمایه اجتماعی سازنده اعتماد

عده ای دیگر از اندیشمندان این حوزه اعتماد را نتیجه سرمایه اجتماعی می‌دانند ازجمله فوکویاما که سرمایه اجتماعی را این‌گونه تعریف می‌کند. سرمایه اجتماعی شکل و نمونه ملموسی از یک هنجار اجتماعی غیر رسمی است که باعث ترویج همکاری بین دو یا چند فرد می‌شود. که بر مبنای این تعریف اعتماد، شبکه ها، جامعه مدنی محصول جانبی سرمایه اجتماعی است (همان).

  • حالت سوم ارتباط دوسویه سرمایه اجتماعی و اعتماد

پاتنام اعتماد اجتماعی را ناشی از دو منبع یعنی هنجارهای معامله متقابل و شبکه های مشارکت مدنی می‌داند. ازنظر وی، اعتماد، همکاری را تسهیل می‌کند و هر چه سطح اعتماد در یک جامعه بالاتر باشد، احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود (فوکویاما 1379).

گیدنز در کتاب خود تحت عنوان (پیامدهای مدرنیت) بحث مفصلی در خصوص اعتماد دارد. گیدنز در ابتدای بحث پیرامون اعتماد، به‌عنوان نقطه شروع، اعتماد را مطابق تعریفی که در فرهنگ آکسفورد تعریف شده است، تعریف می‌کند و می گوید این تعریف نقطه شروع مناسبی در تعریف اعتماد است. اعتماد در فرهنگ آکسفورد به‌عنوان ( اطمینان یا اتکاء بر کیفیت یا ویژگی یک شخص، یا چیز، یا حقیقت یک عبارت(گفته) توصیف می‌گردد) ازنظر گیدنز اطمینان و اعتماد تا اندازه ای با مفهوم ایمان، در ارتباط است.

گیدنز اعتماد را مقدمه و شالوده زندگی اجتماعی می‌داند، که بدون آن زندگی فردی و اجتماعی مشحون از نگرانی ها و اضطراب خواهد شد. وی معتقد است اگرچه اعتماد از جایگاه مهمی در عرصه تعاملات اجتماعی برخوردار بوده است، اما زمینه و عوامل اعتماد آفرین در تمامی ادوار یگانه و واحد نبوده است.

گیدنز مسئله اعتماد را با نگرش خود به مدرنیته و جهان ماقبل مدرنیت توضیح می‌دهد. اعتماد در جهان ماقبل مدرن نوعی اعتماد شخصی است که متاثر از 4 عامل خویشاوندی، اجتماع محلی، مذهب و سنت است ولی در جامعه مدرن اعتماد بیش از هر عاملی متکی به نظام های انتزاعی است. او معتقد است که نهادهایی که در جامعه مدرن رشد و گسترش میابند میان اعتماد ریسک، امنیت و خطر نوعی تعادل برقرار می‌کنند.

گیدنز درباره نظام های انتزاعی (سازمان‌های تخصصی شده) اظهار می دارد اعتماد به نظام های انتزاعی هنگامی عینیت میابد که نظام ها بتوانند مدعیات و آنچه را که اعلام می‌کنند در تخصص و در توانایی آن‌هاست، عملی سازند. این اعتماد شامل نقش های تخصصی هم می‌شود ولی در ارتباط با افراد، اعتماد وجه دیگری دارد که گیدنز خود آن را بدین طریق بیان می‌کند: درمورد اشخاص بی اعتمادی، به معنای شک داشتن یا باور نداشتن به ادعاهای صادق بودن کسانی است که در کنش‌های آن‌ها نمایش و بروز می نماید.

لومان از دیدگاهی خاص اعتماد را موردبررسی قرار می‌دهدکه کمتر موردتوجه نظریه پردازان اعتماد قرارگرفته است. به این معنا که او کارکرد اعتماد را در درون نظام اجتماعی موردبررسی قرار می‌دهد و با کارکرد قانون در جامعه مقایسه می‌کند. به اعتقا وی کارکرد اعتماد در نظام اجتماعی این است که عدم تعین اجتماعی را کاهش و بدین ترتیب قابلیت پیش بینی رفتارها را  افزایش دهد. اعتماد درواقع یک نوع مکانیسم اجتماعی است که در آن انتظارات، اعمال و رفتار افراد تنظیم و هدایت می‌شود.

لومان ضمن تأکید بر این ویژگی اعتماد، خطر ذاتی در آن را یادآور می‌شود و معتقد است هرچند که اعتماد انتظارات افراد را تنظیم می‌کند، با این وجود نباید این نکته را نادیده گرفت که احتمال تخطی از آن وجود دارد. به این معنا که همیشه فردی که مورد اعتماد قرار می‌گیرد، مطابق پیش بینی های فرد اعتماد کننده عمل نمی‌کند یا ممکن است عمل نکند. بنابراین لومان با طرح سرمایه گذاری مخاطره آمیز در اعتماد این‌سوال را مطرح می‌کند که آیا ابزاری وجود دارد که خطر ذاتی در اعتماد را کاهش دهد؟ پاسخ او مثبت است. لومان معتقد است قانون و اعمال قدرت مشروع ازجمله ابزار هایی هستند که این مهم را بر عهده‌دارند. قانون و قدرت مشروع نه از جهت تنبیه قانون شکنان یا حل اختلافات و کشمکش ها بلکه از طریق تقویت همکاری، خطر ذاتی در اعتماد را کاهش می‌دهد. قانون و قدرت مشروع دایره انتخاب افراد را با نشان دادن راه ها و امور ممنوع محدود می‌کند و درنتیجه دایره انتخاب افراد تنها به انجام امور قانونی محدود می‌شود و تصمیمات آن‌ها از طریق کانال قانونی اعمال می‌گردد. بنابراین به اعتقاد لومان اگر قانون دقیقا در جامعه اجرا شود و قدرت مشروع همانند اعمال گردد، موجب کاهش عدم تعین اجتماعی (موجب کاهش ابهام و شبهه می‌شود و کاهش شک و شبهه موجب شفاف شدن مواضع و روابط می‌گردد) می‌شود و کاهش عدم تعین اجتماعی موجب افزایش قابلیت پیش بینی رفتار ها به نوبه خود همکاری و مشارکت اعضای جامعه را تقویت می‌کند (امیر کافی، 1380:20).

2-6-3- مشارکت

مشارکت می‌تواند تعاریفی گسترده و محدود داشته باشد.  مشارکت در ابعاد گسترده فرآیندی تعریف می‌شود که به‌واسطه آن، فرد نقش هایی در حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورش ایفا می‌کند و جامعه را جهت نیل به اهدافش یاری می رساند. مفهوم محدودتر مشارکت بر اقداماتی متمرکز است که شهروندان باید انجام دهند تا از این طریق با مدیریت همکاری کنند، بر آن تأثیر بگذارند و درزمینهٔ برنامه ریزی و سیاست گذاری وتصمیم گیری با آن‌ها تعامل داشته باشند تا از یک سوبه نیاز ها و خواسته های خود برسند و از سوی دیگر منافع عمومی تأمین گردد.

مشارکت اجتماعی به ساده‌ترین و مستقیم ترین معنای آن شرکت فعالانه افراد در زندگی اجتماعی است. مشارکت نوعی کنش هدفمند و با قصد و نیت است که در فرآیند آگاهانه تقسیم قدرت و منابع کمیاب و فراهم سازی فرصت برای رده های کنش متقابل بین انسان‌ها و محیط اجتماعی او در جهت نیل به اهداف معین و از پیش تعریف و تعیین شده،نمود پیدا می‌کند. مشارکت اجتماعی در کل عبارت است از شرکت فعال و سازمان یافته افراد و گروه‌های اجتماعی در امور اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه به نحوی که :

1- حداکثر قدرت جمعی از طریق بسیج همه امکانات و قوای جمع حاصل آید.

2- از طریق مشارکت همه جانبه افراد و گروه‌های اجتماعی،پیوندها و انسجام اجتماعی استحکام یابد.

3- امکان بلوغ و شکوفایی استعدادها و تکامل و توسعه فردی و اجتماعی فراهم آید (محسنی تبریزی، 1389).

برخی از کارکرد های مشارکت اجتماعی عبارت‌اند از:

1- تقویت احساس هویت در جمع و درک هویت جمعی

2- تقویت احساس اشتراک در ارزش ها، هنجارها و یگانگی فرد با دیگران

3- تقویت اهداف جمعی و ایجاد احساس مسئولیت در تأمین مصالح و منافع مشترک

4- تقویت روحیه تعاون و همیاری اجتماعی در سطح جامعه

5- تقویت و آگاهی و حساسیت نسبت به مسائل و رخدادهای اجتماعی و تمایل به تأثیرگذاری برآن‌ها

6- تقویت احساس اطمینان و اعتماد اجتماعی در سطح جامعه

7- توزیع عادلانه قدرت، اطلاعات، فرصت ها، منزلت و مسئولیت در جامعه

8- تقویت و توسعه نهادهای مشارکتی و کاهش میزان تصدی‌گری دولت

9- توسعه اقتدار ملی از طریق تقویت انسجام اجتماعی (بیات، 1386:319).

[1] در این ارتباط جدولی در پیوست قرار گرفته است که علاوه بر تعریف سرمایه اجتماعی از دیدگاه صاحبنظران، مفاهیم صوری، معیار، واحد و هدف تعریف نیز در آن ذکر شده است.

[2] http://rasekhoon.net/